متن ترانه ها
متن ترانه های اجرا شده توسط مجید اخشابی
الفبای مهربانی
تو شراره من سپندم تو سحابی من ستاره ![]()
کی میباره بند بندم شب مهتابی دوباره![]()
![]()
وقتی آیینه رو خواستی من بی کینه رو کاستی ![]()
حالا با آیینه هستی راستی کژتابی دوباره![]()
![]()
کی میگه که مهر و کینه یه قماشن توی سینه ![]()
نه عزیزم شب تاریک روزای آفتابی داره![]()
![]()
تو بت عاشق فروشی کولی خونه به دوشی ![]()
![]()
شوق آشیون نداری عاشقاتو می فروشی ![]()
آشیون جفت پرنده نوبهار گفت و خنده ![]()
حالا کی میگه جدایی حالا کی دل نمی بنده ![]()
![]()
ماه من قرار ما اول کوچ تا بن کوچه ![]()
یعنی از هلال راز تا بدر ناز نون و کلوچه ![]()
![]()
ماه من زندگی درده کار مرده کوه درده ![]()
![]()
یعنی رنج گنج بیشتر اما گاهی گل و پوچه![]()
شیشه عمر اهرمن
زلف مهم شکن شکن باغ دلم چمن چمن
ماهم اسیر چاه شب جانم اسیر چاه تب
بوالعجب است عاشقان در کف دیو مانده من
در کف من ز بوالعجب شیشه عمر اهرمن
گفت جهان خدیو ما در کف ماست دیو ما
مانده چرا به خانه غم رستم زال و گیو ما
پرده دگر کنید هان زخم زنان و ... ما
تاکه جهان دگر شود یکسره از غریو ما
تا که نکوست رای ما نیست بدی سزای ما
پند جهان خدیو ماست حکم جهان خدای ما
چاره پای بسته چیست؟دست گره گشای ما
ای همه در هوای او همره رهنمای ما
مهر جهان افروز
تا بادصبا درباغ آن سرو روان آمد ![]()
![]()
بلبل به نوا برخاست گل جامه دران آمد
با چنگ طرب برخیز آوا کن و شور انگیز ![]()
![]()
بر گیسوی یار آویز کان عطرفشان آمد
گل چین و به دامان کن آماده دل و جان کن ![]()
![]()
جان هدیه به جانان کن آن جان جهان آمد
برخیز نگار آمد آن لاله عزار آمد ![]()
![]()
آن روح بهار آمد آن راحت جان آمد
آن طلعت ظلمت سوز آن مهر جهان افروز ![]()
![]()
در شام سیه چون روز بر بام زمان آمد
با چنگ طرب برخیز آوا کن و شور انگیز ![]()
![]()
بر گیسوی یار آویز کان عطرفشان آمد
![]()
آن روح بهار آمد آن راحت جان آمد![]()
![]()
نگار
نگارا جسمت از جان آفریدند
زکفر زلفت ایمان آفریدند
جمال یوسف مصری شنیدیم
تو را خوبی دو چندان آفریدند
ز باغ معرفت یک گل بچیدند
بهشت جاودان زان آفریدند
غباری از سر کوی تو برخاست
وزآن .............. حیران آفریدند
سراپایم فدایت هر دو جان هم
که سر تا پایت از جان آفریدند
دریا دلان
مرغان شادی بار دیگر پر گرفتند
پرواز را در بیکران از سر گرفتند
دریا دلان از کام طوفانها گذشتند
درساحل فتح و ظفر لنگر گرفتند
با جانفشانی باغ و بستان وطن را
از پنجه پاییز غارتگر گرفتند
همچون خلیل بت شکن در آتش عشق
رفتند راه گلشنی دیگر گرفتند
تاج سحر بر تارک گردون نهادند
از فرق شام تیرگی افسر گرفتند
حق یارشان باد که در باطل ستیزی
سرمشق از یاران حق یاور گرفتند
